تبليغاتX
طالقان

طالقان

طالقان بهشت ثانی...طالقان.طالاقان.طالقون.طالاقون
 
 
 

روستای بزج

    

نوشته شده توسط هادی رفیعی |  در یکشنبه نهم فروردین 1388 | 
صدای سازی از دوردست می آید.
حسی کودکانه به پاهایم سرعت می دهد. در روستا چه خبر است؟ صدای ساز برای چه؟ سالهاست که چنین حسی دست نداده بود..
از کوچه ی اول پیچیدم. بعد از گذراندن ویرانه ها و خانه های نیمه مخروبه و متروکه، به میدانک ده رسیدم. و به یکباره..
سکوت سنگینی همه جا را فرا گرفت. نه از ساز خبری بود نه از جنبنده ای. نه کسی از راه چشمه، کوزه بسر می آمد و نه...
فقط سکوت بود. شیطان به آبادی زده..
آری شیطان است.. وگرنه چگونه می شود صدای ساز من از ویرانه ها برخیزد. به راه می افتم. و این بار با ترسی کودکانه به گامهای نامطمئن خود سرعت می دهم. درهای نیمه باز، پرده های پاره و آویزان، چراغ شکسته و بی روح.. همه به من نشان می دهند باید دور شد، باید دل کند، باید..
آی آبادی! آی ویرانه!
از چه به این روز افتادی؟ چگونه شیطان بر تو حاکم شد؟ چگونه تسلیم شدی؟ چگونه تن دادی و از پا در آمدی..
از آبادی دور می شوم و بر بلندای مشرف به ویرانه ها می ایستم.
بغض، اندوه و دلتنگی عمیقی به وسعت تاریخ فراموش شده آبادی گلویم را می فشارد.
تاب ایستادن ندارم.. رمق از پاها می رود.. روی خاک می افتم، پیش رو تصویری از ویرانه ها، رو به آسمان می پرسم..
صدای ساز چه بود؟
نسیمی آرام صورتم را احساس می کند..
مهر87
نوشته شده توسط هادی رفیعی |  در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 | 

مسعود رفیعی طالقانی

سلام

یه مدته که پسر عمو و دوست عزیزم مسعود رفیعی طالقانی.. روزنامه نگار و هنرمند جوان برای یک سری مسائل سیاسی در زندان اوین بسر می بره.. تقریبا از عید..

از همه درخواست دارم برای آزادی تمام زندانیان در بند دعا کنند..از همه دوستانم متشکرم

نوشته شده توسط هادی رفیعی |  در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 | 
سلام دوستان

دو سه روز تعطيلي طالقان بودم جاي همه خالي...

هوا بسيار عالي بود و شب بسيار سرد...

برف هم در بيشتر در ارتفاعات بود و در روستاها آب شده بود..

خلاصه همه چيز دست به دست هم داده بودند و گمان كنم كه بهار در راه است...

 

 

بهار بهار...

پرنده گفت یا گل گفت؟

خواب بودیم و هیچکی صدایی نشنفت

بهار بهار...

صدا همون صدا بود

صدای شاخه ها و ریشه ها بود

بهار بهار

چه اسم آشنایی

صدات میاد اما خودت کجایی؟

وا بکنیم پنجره ها رو یا نه؟

تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟

بهار اومد لباس نو تنم کرد

تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار اومد با یه بغل جوونه

عیدو آوورد از تو کوچه تو خونه

حیاط ما یه غربیل

باغچه ی ما یه گلدون

خونه ی ما همیشه

منتظر یه مهمون

نوشته شده توسط هادی رفیعی |  در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 | 

روی عکس کلیک کنید تا کامل ببینید!

نوشته شده توسط هادی رفیعی |  در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی